این نامه ی یه فرد دوست داشتنیه برای یه شخصی...یه فردی که عرق زیست محیطی داره ولی دارند به او می گویند برو...برو...به او می گویند صفحه ی محیط زیست فقط دو خواننده داره...اونم مدیرانند و بس!برو خانم....اینجا ما فقط پول میخاهیم...بذار به کار و کاسبیمون برسیم...ما محیط زیست نمیخاهیم...
ایشون از دوست داشتنی ترین افرادیه که دیدم ... ذاتشو نفروخته به هیچی...مثل طبیعت بی ریاست...صادق و راستگو.... ولی حیف که تو دنیای ایرونی جماعت سفیدی جاشو به سیاهی داده و رفته ناکجاآباد!آیا به راستی شعار این روزنامه به واقعیت نزدیک است؟!
** با هم خواندن،با هم اندیشیدن،با هم بودن **
منو ببخشید که فارسی ننوشتم ، !! می بینید گویا چشمان اهل سیاست در هیچ کجا توان دیدن ظرایف طبیعت را ندارد ! امروز هرچه مقاومت کردم فایده نداشت ، پیش بینی من که هفته پیش به شما گفته بودم درست از آب در آمد ! امروز در دلم اشک ریختم ، برای تلاش هایی که کردم تا اخبار را از همه جای ایران پوشش بدهم ، پیدا کردن اخبار زیست محیطی کار ساده ای نیست ، هزینه ها کردم ، وقت ، انرژی ، پول ، اعتبار و...پیدا کردن نامه مدیران ، پیدا کردن موارد سوئ مدیریت و تخریب ، پیدا کردن آدم ها . رابط ها همه و همه مستلزم هزینه ای زیادی برای من بود .
اما حالا محیط زیست حذف می شود ! چون کادر سردبیری به این نتیجه رسیده ، من حالا باید صاحب صفحه ای باشم که توش همه جور خبری از اجتماعی کار می شه ، شهر ، شورا ، بهزیستی ، بهداشت، آموزش و...نمی دونم چی بگم ؟ می گن صفحه محیط زیست مخاطب نداره ، کسی نمی خونه ، کسی براش مهم نیست ، کسی به خاطرش روزنامه نمی خره ، چطور باید بگم بخدا اینطور نیست ! مخاطب داره ، مگه گزارش هارو نمی بینید ؟ مگه نامه اساتیدو نمی بینید؟ اینها واکنش به گزارش های ماست! اما نیست گوش شنوا!!
امروز در دلم اشک ریختم ، چون نمی خواستم کسی ببیند ، نه از حقوق من کم می شه ، نه از سمت ام ! همه چی سر جاشه ! اما دیگه محیط زیست نیست! تازه کار من شاید کمتر هم بشه ! اما من برای محیط زیست نگرانم و اینکه چراهیچ کس نمی فهمه ، مگه چند تا روزنامه از محیط زیست می نویسن، مگه به جزآینده نو روزنامه دیگری هم صفحه محیط زیست داشته ؟ اما کسی نمی فهمه ؟ عقل سالم و بدن سالم در محیط زیست سالم شکل می گیرد ، اما امروز کسی اینها رو نمی فهمه ! انگار زمانه ورزش است ! من انتظار داشتم محیط زیست تازه سرویس مستقل بشه با خبرنگار بیشتر اما حالا..
من فقط نگران محیط زیستم ، اینکه دیگه به راحتی نمی تونم بنویسم و جولون بدهم .
امروز عصر رفتم اعتماد ملی ، خبر بدی رو نوشتم که فردا در می آید !
به جای مطلب خجیر شما گذاشتمش توی صفحه !
فردا در می آید ، درد من و شما و همفکران ما یکی دو تا نیست آخه ! نوشتم که ادارات کل منابع طبیعی استانها قراره منحل و در جهاد کشاورزی استانها ادغام بشه ! امروز ساختا ر سازمان جنگل هارو هم دارن زیر سئوال می برند چه رسد به صفحه محیط زیست .
من چه کنم ؟ بخد ا صبح تصمیم گرفتم ببوسم و بگذارم کنار ، چرا هرچه بیشتر فریاد می زنیم کسی نمی شنود !! اصلاح طلب و اصول گرا همه مثل هم هستند ، هیچ کس دلش برای محیط زیست نسوخته
من تب شدیدی دارم اما هنوز روزنامه هستم ، نمدونم چی می گم ! قاطی کردم. اگر اعتراضی دارید به مدیر مسئول روزنامه بکنید ، نوشتاری ، گفتاری ، نمی دونم چون از عهده من خارجه،بگذارید ببینند که صفحه محیط زیست خواننده داشته و مهم بوده ، لااقل برا ی محیط زیستی ها ....
طبیعت مرا ببخش......تو را خیلی اذیت کردم....بدان من خطاکارم...مرا ببخش....ازم انتقام نگیر...
**مظلوم تر از تو نیست ولی بدان که ما هستیم...تنها نمیذاریم.....موفق باشی**
---------------------------------------------------------------------------------
کدام يک از اين عوامل، گازهای آلاينده و زيانمند بيشتری توليد میکند: دامداری و يا استفاده انسان از اتوموبيل؟" اين سوالی است که گزارش جامع و تحقيقی جديد "سازمان جهانی خواربار و کشاورزی"(FAO / وابسته به سازمان ملل) با آن شروع میشود. در اين گزارش که عنوان آن "
سايه بلند دامها" است، محققانی از گسترههای مختلف و از کشورهای متفاوت کوشيدهاند سهم دامداری و مصرف انبوه گوشت توسط انسان را در تخريب محيط زيست به بررسی بگيرند و رهنمودها و پيشنهاداتی را در اين رابطه ارائه کنند.
نکته ی دردناک این گزارش آلوده بودن ماهی ها در محدوده ی تالش(هشتپر) به سم هپتا کلر است...سمی که پایداری زیادی در طبیعت داره و از این جهت کم استفاده میشه...خیلی دوست داشتم بدونم منبع این آلودگی چیست؟آیا به خبر تکذیب نشده ی دفن زباله های هسته ای داخلی و آزاد کردن زباله های خارجی در دریا ربطی داره یا نه؟!
---------------------------------------------------------------------------------
بیشتر این حرکت یه جور حرکت تبلیغاتیه به نظرم..ولی باز به تو....اجرتان با خداوند!
****************************
نوشته شده توسط محمد رسول محبی نیا
در 22:25 |
لینک ثابت
•