یکشنبه یکم بهمن 1385
كنترل علف هرز با استفاده از تناوب در مزارع چغندرقند
يك روش اوليه جهت كنترل علفهاي هرز، كشت چغندرقند، در سالهاي متوالي بود. رومر (1972) گزارش داد كه كشت متوالي چغندرقند به مدت 12-7 سال در بعضي نقاط آمريكا و سه سال پي در پي در هلند موجب كاهش جمعيت هرز گرديد. با اين وجود به علت تجمع نماتدها، عملكرد كاهش يافت. سيستم تك كشت چغندرقند هنوز در بعضي كشورها مانند فنلاند اجرا ميشود. آزمايش جديدي نشان ميدهد كه سيستم تك كشت با افزايش برخي از علفهاي هرز بسيار مزاحم موجب تشديدمشكلات در مبارزه با آنها ميشود.
امروزه استفاده از تناوب، بيشتر به دلايل اقتصادي مدنظر است تا كنون علفهاي هرز، با اين حال استفاده از تناوب جهت مبارزه با علفهاي هرز چغندرقند در هر نقطه ميتواند موفقيت آميز باشد. در نواحي كه از علفكش انتخابي استفاده ميشود بايستي چغندرعلفي را كه در زمين مزرعه سبز ميشود مهار نمود. در صورت توصيه ميتوان از علفكش قبل از برداشت گلايفوسيت جهت مبارزه با علفهاي هرز چغندرقند در هر نقطه اي ميتواند موفقيت آميز باشد. در نواحي كه علفكش انتخابي استفاد ميشود بايستي كه چغندرقند علفي را كه در زمين مزرعه سبز ميشود مهار نمود. در صورت توصيه ميتوان از علفكش قبل از برداشت گلايفوسيت جهت مبارزه با علفهاي چند ساله استفاده نمود. اين كار در زماني كه علف هرز كاملاً رشد كرده بسيار موفقيت آميز ميباشد (به عنوان مثال سيب زميني سبز شده در غلات) در حالي كه پس از برداشت محصول، چندان كارآيي نخواهد داشت. كشت دركلش نيز موجب كاهش تعداد بذر علف هرز در خاك و كنترل آن ميشود(ويوزر و همكاران 1986).
گياهان زراعي كشت قبل در مرزعه چغندرقند مخصوصاً در صورت عدم مبارزه، قادرند ايجاد مزاحمت نمايند. مبارزه با سيب زميني حاصل از سبز شدن غده، حتي با وجود استفاده از مخلوط اتوفومسات با ساير علفكشها يا كلوپيراليد، مشكل است. سيب زمينيهاي حاصل از سبز شدن بذر را ميتوان با مصرف مخلوط فن مديفام و كلريدازون (پيرازون) يا هرس تراكتوري راحت تر از بين برد. جهت مبارزه با سيب زمينيهاي حاصل از غده، تكرار استفاده از هرس تراكتوري براي جلوگيري از هرگونه رشد مجدد غدهها ضروري است. در صورتيكه براي مدت كوتاهي اختلاف ارتفاع بين سيب زمينيهاي و چغندرقند وجود داشته باشد، ميتوان با استفاده از گليفوسيت مزرعه را از علف هرز پاك نمود. (در مرحله از برداشت) يا استفاده از فلوروكسي يير در مزارع غلات ميتوان تعداد زيادي سيب زميني سبز كرده را از بين برد.
(بويس و جول 1986) وجود كلزا به عنوان علف هرز هنگاكي كه در تناوب وارد ميشود، خود مشكل ديگري است. از علفكشهاي مخصوص چغندرقند ميتوان براي مهار آن استفاده نمود، ولي بايد دقت نمود، كلزا فقط در مراحل سبز شدن و رشد به علفكش حساس است، كه بسيار سريع ميگذرد. بنابراين استفاده مجدد از علفكش يا عمليات مكانيكي ضروري است.
بذر كلزا تا چند سال زير خاك به حالت خواب زنده ميماند. در مزارع انگلستان به كرات مشاهده ميشود كه تا پنج سال يا بيشتر بعد از كاشت كلزا، ناگهان جمعيت زيادي از آن در زمين ظاهر ميشوند. به همين دليل بايستي در زميني كه سال قبل زير كشت كلزا بوده، با استفاده از عمليات آماده كردن زمين و كاشت، آنرا مهار نمود.
نوع محصولات در تناوب و شدت مبارزه با علفهاي هرز روي جمعيت علف هرز تاثير ميگذارد. بري و هيلتون (1975) گزارش دادند كه بين سالهاي 1950 و 1974 در مزرعه اي در انگلستان جمعيت پوآ در تناوب سيب زميني، غلات و چغندرقند افزايش يافت. در حالي كه جمعيت علفهاي استلاريا و هفت بند كاهش يافتند علفكشهاي مورد استفاده در اين مزرعه، دو علف هرز آخري را كنترل نموده، ولي به علت عدم تاثير بر پوآ اين گياه به گل رفت و به بذر نشست. در اواخر دهه 1970، بسياري از علفكشهاي غلات از مهار جمعيتهاي فراوان ويولا عاجز شدند و در حال حاضر اين علف هرز جزء گياهان مزاحم كشت چغندرقند در انگلستان ميباشد. نئورورر (1975) با بررسي علفهاي هرز در چهار ناحيه اتريش طي سالهاي 1965 الي 1975 عنوان نمودند، تا زماني كه تغييرات تراكم علف هرز خيلي ناچيز بود، تعداد علفهاي هرز بسيار مزاحم مزارع چغندرقند (مانند آگروپيرون، بي تي راخ و هفت بند و بعضي از باريك برگهاي يكساله) افزايش يافتند. با اين وجود مصرف علفكشهاي پايدار در اراضي مردابي باعث كاهش كلي جمعيت آنها گرديد.
زمان شخم تحت تاثير عواملي ماننـد انـوع خـاك و كـشت قبلي، روي زمان سبز كردن علفهاي هرز تاثير ميگذارد. شخم دير هنگام عموماً علف هرز كمي را رد پي دارد (ويورز و همكاران، 1986).
بديهي است كه مهار علف هرز ميبايست در مورد تمامي محصولات حاضر در تناوب صورت گيرد تا از افزليش علف هرز خاصي كه ايجاد مشكل ميكند و يا موجب بر هم خوردن تعادل ميان جمعيت علفهاي هرز مختلف ميشود، جلوگيري نمود.
